به سوی ظهور
....به فدای دعایت! به قربان نگاهت! قلب ما را نیز به لحظه ای از نگاه مهتابی ات و جرعه ای از نیایش آسمانی ات مهمان کن!

سریال قهرمانان سریال قهرمانان
مهیج ‌ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص
موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 26 خرداد ماه سال 1388
بررسی موبایل توسط امام زمان(عج)

شایعه‎ها ما را به جهنم می‎برند؟!

همه انسان‎ها در مقابل اعمال خود مسئول و پاسخگو هستند چه در مقابل قانون مادی و چه در مقابل قانون الهی. البته قانون مادی در بین مسلمانان به نوعی همان قانون الهی است چرا که قوانین ما بر اساس قرآن و احکام الهی تنظیم می‎شوند و اگر جایی می‎بینیم که قانون ما اشکال دارد ربطی به قانون اسلام ندارد چرا که یا ما قانون را کامل تنظیم نکرده‎ایم و یا قانون و حکم الهی را درست درک نکرده و در نتیجه قانون درستی وضع نکرده‎ایم .

بهرحال اگر دستورات الهی را به کار بندیم قطعا سعادتمند می‎شویم و هیچ شکی در این امر نیست .

خداوند در ضمن آیه‎ای می‎فرماید:

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (1)؛ و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

آیه فوق درسی برای انسان‎سازی است که گفتار و کردار انسان باید آگاهانه و مسئولانه باشد و تنها از دانش و آگاهى پیروى شود نه پندارها و بافته‏ها و هواهای نفس؛ که بدعاقبتی برای انسان به همراه می‎آورد.

این آیه شریفه عمومیت دارد و هرگونه گفتار، کردار، نوشتار و حرکتی را که بر اساس دانش و آگاهى نباشد، همه را شامل مى‏شود و منظور این است که تنها آنچه را که مى‏دانى درست است بیان کن، و تنها از آنچه یقین دارى حقیقت دارد پیروى کن، و جز آنچه را که به درستى آن ایمان و یقین ندارى نگو و انجام نده و پیروى منما.

وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم.   

برخی با استدلال به این آیه معتقدند که عمل به خبر واحد و نیز اعتماد و عمل به قیاس درست نیست، چرا که قرآن از پیروى آنچه انسان به آن یقین ندارد و به راستى و درستى آن آگاه نیست، نهى فرموده است، چرا که:

اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولاً. به راستى که گوش از آنچه شنیده، چشم از آنچه دیده و دل از آنچه خواسته، بازخواست خواهد شد. به بیان دیگر، همه صاحبان گوش و دل و چشم مسئولند و در برابر کارهایى که به وسیله این ابزارهاى شناخت و این نعمت‏هاى گران خدا انجام مى‏دهند پرسش خواهند شد. به باور برخى، خود این اعضا و این ابزارهاى شناخت مسئولند و از خود آنها پرسش مى‏شود. (2)

نظر علامه طباطبایی(ره) در مورد این آیه اینست که می توان برای معنا کردن آیه، جمله را اینگونه برگرداند که: "لا تقف ما لیس لک به علم فانه محفوظ علیک فى سمعک و بصرک و فؤادک؛ پیروى مکن چیزى را که علم به صحتش ندارى زیرا گوش و چشم و دل تو، علیه تو شهادت خواهند داد. پس آیه شریفه از اقدام بر هر امرى که علم به آن نداریم نهى مى‏فرماید، چه این که اعتقاد ما جهل باشد و یا عملى باشد که نسبت به جواز آن و وجه صحتش جاهل باشیم، و چه این که ترتیب اثر به گفته‏اى داده که علم به درستى آن گفتار نداشته باشد.

چرا که خداوند متعال از گوش و چشم و قلب سوال مى‏کند؛ از آیه شریفه "الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ"؛ برمى‏آید که اعضاء و جوارح آدمى، همه به سخن مى‏آیند. چه در آن عقاید و اعمالى که پیروى از علم شده باشد، و چه در آنها که پیروى غیرعلمی شده باشد.(3) 

شایعه‎پراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل‎ و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شده‎اند.

در تایید این مبحث، رسول خدا(صلى الله علیه و آله) می‎فرماید: لا یزول قدم عبد یوم القیامة بین یدی الله عزّ و جلّ حتى یسأله عن اربع خصال: عمرک فیما افنیته، و جسدک فیما ابلیته، و مالک من این کسبته و این وضعته، و عن حبّنا اهل البیت(4) ؛ در روز قیامت هیچ بنده‏اى در حضور پروردگار گامى به سوى بهشت برنمی‎دارد تا از چهار چیز مورد بازخواست و سوال قرار گیرد؛ خدا از او مى‏پرسد:

1- عمرت را در چه راه و کارى سپرى کردى؟

2- جسم و نیروهاى آن را چگونه و در خدمت چه هدف‏هایى فرسوده ساختى؟

3- ثروت و دارایى خویش را از کدامین راه گردآورى و کجا هزینه نمودى؟

4- از محبت ما خاندان رسالت مى‏پرسند.

حال که به اهمیت موضوع پی بردیم و دانستیم که در مقابل تک تک اعمالمان مسئول هستیم و معنای آیه شریفه را متوجه شدیم؛ به ذکر یک بیماری اساسی در جامعه‎مان می‎پردازم.

شایعه‎سازی و شایعه‎پراکنی یکی از شایع‎ترین بیماریها در جوامع است. البته نه این که بیماری خاص جوامع امروزی باشد؛ نه بلکه این بیماری قدمت بسیار دارد ولی در این عصر نحوه انتشارش تغییر یافته است.

حال من تاریخ را ورق می‎زنم و به صفحات گذشته آن می‎رسم. به زمان حضرت علی(علیه‎السلام). عجب وقایع تلخی دیده می‎شود، با مطالعه آنها از مظلومیت امیرالمومنین(علیه‎السلام) دلم به درد می‎آید و بغض گلویم را می‎فشارد. در آن عصر آنقدر در مورد شخصیت والای حضرت شایعه‎پراکنی کردند و آنقدر در مورد ایشان تبلیغات سوء نمودند که وقتی حضرت در محراب نماز، ضربه‎ای بر فرق مبارکشان وارد شد و به واسطه آن به شهادت رسیدند و خبر منتشر شد؛ مردم گفتند که مگر علی نماز هم می‎خواند؟! حال ببینید در مورد امامی که عبادتش مشهور بود و مناجات‎هایش زبانزد، چه گفتند. این حرف در اثر شایعاتی بوده که این مطلب را در اذهان مردم ایجاد کرده بود.

آیا وقتی به شما پیامکی می‎رسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار می‎دهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال می‎کنید؟

وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم.   

خدای متعال در آیه کریمه فوق با صراحت اعلام می‎دارد که در مورد چیزی که علم و یقین ندارید سخن نگویید و در آن مقطع توقف کنید؛ چرا که تک تک اعضاء ما مسئول و پاسخگو هستند.

حال از شما می‎پرسم که انصافا ما چقدر به این آیه پایبند بوده‎ایم؟!

چقدر مراقب سخنان و اعمال خود بوده‎ایم؟!

چقدر دقت داشته‎ایم حرفی را که به آن اطمینان نداریم، جایی مطرح نکنیم؟!

در بالا به این نکته اشاره کردیم که شایعه‎پراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل‎ و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شده‎اند.

ما مخالفتی با علم و پیشرفت نداریم ولی با استفاده نادرست از ابزار، سخت مخالفیم که این مخالفت سلیقه شخصی نیست بلکه الهام گرفته از دستورات الهی است.

آیا وقتی به شما پیامکی می‎رسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار می‎دهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال می‎کنید؟

در ضمن صحت و سقم خبر یا مطلب که جای خود دارد که از شروط خبررسانی است، اما گاهی خبر صحت دارد اما نباید برای حفظ آبروی افراد، آن را انتشار داد. چقدر در ارسال پیامک‎ها به این نکات توجه می‎کنیم؟!

آیا هیچ به این موضوع توجه کرده‎ایم که چه بسیار دروغ‎ها، تهمت‎ها، غیبت‎ها را از طریق پیامک منتشر کرده‎ایم؟!

آیا به این موضوع دقت داشته‎ایم که از طریق پیامک چقدر دیگران و لهجه‎های مختلف را تمسخر کرده‎ایم؟!

آیا هیچ به این موضوع توجه کرده‎ایم که چه بسیار دروغ‎ها، تهمت‎ها، غیبت‎ها را از طریق پیامک منتشر کرده‎ایم؟!

در اینجا یک سوال اساسی از شما می‎پرسم لطف کنید و با خود صادق باشید، سپس پاسخ دهید:

فرض کنید به محضر امام زمان(عج)، - همانی که منتظر ظهورش هستید- رسیده‎اید و امام قصد بررسی گوشی موبایل شما را دارند. آیا به راحتی و بدون دلهره گوشی موبایل را تقدیم ایشان می‎کنید؟ و یا با ترس و دلهره که نکند امام آن فیلم غیراخلاقی را ببیند، نکند آن عکس را ببیند، و یا آن متن نادرست پیامک را بخواند و هزار نکند دیگر ...، گوشی را به امام می‎دهید؟!

لازم به ذکر است که گرچه امام زمان(عج) به طور مستقیم گوشی ما را بررسی نمی‎کنند اما یقینا از محتویات گوشی، وبلاگ و ایمیل ما مطلع هستند. آیا از این موضوع شرمنده می‎شویم و یا سربلند و مورد رضایت اماممان هستیم؟

اگر تا به حال اینگونه نبوده است، هنوز دیر نشده. برای شروع تمام محتویات گوشی خود را بررسی کنیم و هر آنچه را که فکر می‎کنیم غیر شرعی است و باعث نارضایتی امام زمان(علیه‎السلام) می‎شود را از گوشی خذف کنیم.

در مرحله بعد با امام زمان(عج) عهد ببندیم که هر پیامکی به دستمان رسید را بدون بررسی برای کسی ارسال نکنیم.

در سومین گام از اشتباهات گذشته در این زمینه توبه کنیم و به خدا قول دهیم که دیگر تکرار نکنیم.  

امیدوارم که خداوند توبه ما را پذیرا باشد.

بیاییم از نعمت‎هایی که خداوند در اختیار ما قرار داده درست استفاده کنیم تا در دنیا، دچار نبود آنها نشویم و در قیامت مستوجب عذاب الهی نشویم .

 

پی‎نوشت‎ها:

1- الاسراء، 36 .

2- برگرفته از تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ذیل تفسیر آیه .

3- برگرفته از تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه شریفه .

4- مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی شاهرودی، ج 4 عربی، ص 53 .

 

                                                                                                                        گروه دین و اندیشه تبیان

                                                                                                                          نوشته مهری هدهدی  

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/muslimethics/ethicaladvices/2009/6/16/94746.html


دوشنبه 11 خرداد ماه سال 1388
سبز هم بازیچه شد آقا جون بیا

تصاویری رو این روزها در دنیای اطراف خود می بینم که باعث ناراحتیم میشه. بخوانید و قضاوت کنید:

 

سیدی تنها به رنگ سبز نیست

هیچ دانی مادر سادات کیست؟

 

سبز یعنی عاشق مولا شدن

پشت درب حیدری ، زهرا شدن

 

سبز یعنی عشق تا شور و بلا

با حسین فاطمه در کربلا

 

طالب سبزم نه این سبز ریا

سبز هم بازیچه شد مهدی(عج) بیا

 

واقعاً دنیای سیاست چقدر کثیفه !!!

 

 

ما مست علوفه ایم! مردن بهتر!

بی برگ و شکوفه ایم مردن بهتر

 

از غیبت طولانی مولا پیداست

ما مردم کوفه ایم ، مردن بهتر

أللهُمَ اجعَلنا مِنَ المُنتَظِرین


پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1388
آرزو زشت است‏یا زیبا؟



شنیده‏ام امام علی (علیه السلام) آرزوی دور و دراز را مورد نکوهش قرار داده است; منظور از آن چیست و با آن که یک انسان قابلیت رسیدن به آمال زیادی را دارد، این دو، چگونه تعدیل می‏شوند؟
منظور آن است که انسان دل به هوای تمنیات نفسانی و آرزوهای دیریاب دنیایی نسپارد; زیرا موجب غفلت از حیات جاوید آخرت و سرگرمی به خواهش‏های رنگارنگ نفسانی می‏شود . انسان با آرزو، همزاد است و با آرزو زندگی می‏کند . شب هنگام به امید و آرزوی روزی سرشار از سعادت و موفقیت، به بستر می‏رود و صبح به امید طلوع دوباره خورشید و روزی توام بابهروزی و سعادت، از خواب بر می‏خیزد . انسان نمی‏تواند از امید و آرزو و خواسته جدا باشد; چون او به گونه‏ای آفریده شده که این خواسته‏ها با اوست و به طور طبیعی و فطری و به حق در وجود او قرار داده شده است . به او شکم داده‏اند; پس غذا می‏خواهد و ذائقه و چشم وگوش و احساس داده‏اند، پس باید طالب چشیدن و دیدن و گوش دادن و احساس کردن باشد . به او غریزه جنسی داده‏اند، پس باید طالب همسر و ازدواج باشد و در درونش میل به داشتن فرزند قرار داده‏اند; پس طبیعی است که این خواسته را داشته باشد . آن چه مذموم و ناپسند است و آیات و روایات گوناگون ما، از آن نهی کرده‏اند، داشتن آرزوی طولانی و دراز، یعنی آرزویی که متناسب با میزان توانایی و استعداد و در محدوده قدرت ما و حتی عمر کوتاه ما نباشد، چیزی است که نکوهش شده است و «طول امل‏» ، یعنی آرزوهای غیر معقول و غیر منطقی و دور از دسترس که معمولا جز غم و غصه و حسرت و غلطیدن به ورطه گمراهی و دور شدن از حدود شرع و چارچوب دین، ثمری ندارند .
طول امل، داشتن آرزوهای دور و دراز دنیوی است; البته این به آن معنا نیست که یک آرزوی خیلی بزرگ در کار باشد، بلکه هر روز به آرزویی دل سپردن و زندگی را در چاله آمال و هوس‏ها و آرزوها سپری کردن و هر روز در پی‏چیزی از متاع دنیا بودن، همان طول امل است و برای مبارزه با آن باید:
1 . حقیقت فانی و ناپایدار بودن این جهان و جاودانگی و ابدیت آخرت را شناخت .
2 . لوح دل را از محبت و وابستگی به دنیا پالایید و بخش مهمی از برنامه‏های خود را برای ساختن جهان آخرت ترتیب داد .
3 . معرفت و خداشناسی خود را بالا برد و دل را خاستگاه عشق به معبود حقیقی قرار داد .

امیرمؤمنان (علیه السلام) می‏فرماید: «من اطال الامل اساء العمل; (1) هر کس آرزویش را طولانی کند، عملش را زشت و ناپسند می‏گرداند» . چون اگر انسان در زندگی بلند پرواز بود و خواسته‏ای بالاتر از حد امکانات و توانایی خود داشت و اصرار بر رسیدن به آن به هر قیمت و از هر راهی داشت، مجبور است همه حریم‏ها را بشکند و به هر وسیله روا یا ناروایی متوسل گردد تا به خواسته خود برسد و طبیعی است که چنین انسانی در چارچوب شرع و دین و عقل حرکت نمی‏کند و اعمالش از حکم دین وعقل پیروی نمی‏کند و در نتیجه اعمالش زشت و ناپسند و ناگوار می‏گردد و تازه این به معنای وصول قطعی و صد در صد به خواسته مورد نظر نمی‏باشد; چون ممکن است‏با وجود دست زدن به هر کار، همه سرمایه او بر باد رود و به مقصد نرسد . برای رسیدن به خواسته‏های معقول در چارچوب تعالیم شرع و دین، باید از نیروی فکر و اندیشه و اراده قوی کمک گرفت و با استعانت از عنایات و امدادهای الهی و توسل به اولیای برگزیده او، راه رسیدن به خواسته را هموار کرد . باید توجه داشت که اراده انسان، تنها جزئی از علت تحقق خواسته و آرزوست و گاه می‏شود که انسان مؤمن با وجود سعی فراوان در رسیدن به هدفی، موانعی شناخته یا ناشناخته میان او و خواسته‏اش فاصله می‏اندازد و گاه خواسته‏ای را به خیر و صلاح خود می‏داند; ولی چون به ضرر اوست، خداوند از لطف و کرمش این خواسته را تامین نمی‏نماید . پس هر چند سعی و کوشش در رسیدن به مقصد و هدف نقش تعیین کننده دارد و اراده انسانی دارای نقشی محوری و کلیدی است، ولی باز اراده انسان مقهور اراده خداوند است و اراده خداوند، هرگز مغلوب و مقهور اراده انسان نمی‏گردد . پس باید با سعی و تلاش منطقی و معقول و با نعمت تفکر و اندیشه و ارزیابی در راه رسیدن به خواسته، به راه افتاد; ولی در هر حال، مطیع و پیرو خواست الاهی و راضی از آن بود و امور خود را باید به او واگذار کرد تا نتیجه آن سعادت و کامیابی واقعی باشد .

منبع: مجله پرسمان

منبع:راسخون


چهارشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1388
قرار بود عروسی تویه حجله باشه ولی ...

حضرت عیسى علیه السلام به جمعى گذشت که شادى مى کردند، سبب شادى آن ها را پرسید: خطاب به آن حضرت عرض کردند:
یا روح الله ! دختر فلانى را امشب براى فلان مرد به عروسى مى برند.حضرت عیسى علیه السلام فرمود:

 امروز شادى مى کنند ولى فردا گریان خواهند بود.
یکى پرسید:

چرا اى پیغمبر خدا؟
فرمود:

به جهت آن که عروس آن ها امشب خواهد مرد.
این سخن سبب اختلافى میان پیروان آن حضرت و منافقان گردید، تا چون روز دیگر شد به نزد آن دختر آمده او را سالم در جاى خود دیدند، از این رو به نزد حضرت عیسى علیه السلام رفته گفتند: یا روح الله ، آن عروسى را که دیروز گفتى خواهد مرد، نمرده است ؟
عیسى علیه السلام فرمود:

خدا هرچه خواهد مى کند، اکنون ما را به نزد وى ببرید، آنان با عجله حضرت عیسى علیه السلام را بدان جا آوردند و دَر خانه را زدند، شوهر آن زن (تازه عروس ) بیرون آمد، حضرت عیسى علیه السلام به او فرمود:

از همسرت اجازه بگیر من به نزدش ‍ مى روم .داماد به داخل خانه رفت و به همسرش گفت

: حضرت روح الله علیه السلام با جمعى بر دَر خانه اند. آن زن در چادر رفت ، و عیسى علیه السلام داخل شده بدو فرمود:دیشب چه کار خیرى کردى ؟
پاسخ داد:

 اضافه بر کارهاى قبل خود کارى نکردم .در هر شب جمعه سائلى بر در خانه مى آمد و ما خوراک یک هفته را به او مى دادیم ، دیشب نیز سائل مزبور آمد و من و اهل خانه هر کدام به کارى سرگرم بودیم و کسى متوجه او نشد. یک بار فریاد زد کسى پاسخش را نداد، بار دوم صدا زد کسى جوابش را نداد تا چند بار صدا زد و من صداى او را شنیدم بطور ناشناس برخاستم و به اندازه معمول هر هفته به او خوراکى دادم و رفت .حضرت عیسى علیه السلام که این سخن را از وى شنید به او فرمود:

 از جاى خود برخیز.

و چون آن زن از جاى خود برخاست ، یک افعى (درشت ) چون شاخه درخت ، در زیر او بود که دُم خود را به دندان گرفته بود.عیسى علیه السلام فرمود:

 به خاطر آن عملى که انجام دادى خداوند این بلا را از تو دور گردانید

منبع:داستاتهای شگفت انگیز ازصدقه وفواید ان

مولف:آرزمی


پنجشنبه 6 فروردین ماه سال 1388
بهترین هدیه به امام زمان علیه السلام

درس اخلاق استاد ، آیت الله امجد

دعا کردن برای فرج امام زمان علیه السلام بهترین هدیه برای حضرت است . برای حضرت صدقه بدهیم و محبّت کنیم . فرج عمومی حضرت اینست که حکومت حضرت تشکیل بشود. همه ی انبیاءمنتظر آن حکومت بوده اند.
البته ما باید برای این نظام تلاش کنیم امّا نباید خیال کنیم که ما چون این نظام را قبول کردیم پس ما مسلمانیم . نخیر! مسلمان نیستیم و باید اقرار کنیم که ما مسلمان نیستیم . اسلام چیز دیگری است . الان اگر بنده بگویم من نمونه ی حوزه ی علمیه هستم ، اصلاًمردم از حوزه ی علمیه متنفّر می شوند. باید بگویم من هم یک طلبه ی ناقص از حوزه هستم ، اگریک نواقصی از من دیدی ، آنها را به حساب حوزه نگذار. من یک مسلمان کالی(ناقص) هستم . اگر از من اشکالی دیدی به اسلام لطمه نزن . مرحوم جمال الدین اسدآبادی - خدا او را رحمت کند - می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم ، بعد تبلیغ اسلام را کنیم . ما یک سری سلیقه ی شخصی ازشرق و غرب جمع کرده ایم و اسمش را اسلام گذاشته ایم . عروسی و عزای ما اسلامی است ؟مراسم و رفتارهای ما اسلامی است ؟ کجای ما اسلامی است ؟
البته اینطوری نیست که فکر کنیم حضرت وقتی بیایند، من عوض می شوم و نفوس عوض می شوند. منتها من جرأت نمی کنم کاربد کنم . الان جرأت نمی کنم از ترس قانون ، شراب فروشی باز کنم ولی در خانه ام می توانم شراب بسازم . امّا آنوقت جرأت نمی کنم در خانه ی خودم هم شراب بسازم ، نه اینکه نخواهم این کار رابکنم . آن کسی که می خواهد دزدی کند دیگر نمی تواند، نه اینکه نمی خواهد دزدی کند.
اینطوری نیست که وقتی امام زمان بیاید همه ی نفوس ، مسلمان می شوند، نخیر، چنین چیزی نیست ، چرا؟ چون قرآن می فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم ُ الْعَد'اوَة َ وَ الْبَغْضاءَ الی ' یَوم ِ الْقِیامَة ) تا قیامت ، این بشرهمینطوری است . منتهی همین طور که برای حضرت سلیمان ، همه ی جن و انس در خدمتش بودند، وقتی حضرت بیاید، همه ی قدرت ها در دست اوست . آن وقت آدم از در و دیوار و عیال خودش و از شنود شدن حرفهایش می ترسد. وقتی اینطور شد من دیگر می ترسم خلاف کنم . نه اینکه خیال کنیم نفوس ما عوض می شود ولی الان اگر انسان کاری کند امام زمان راضی شودهفتاد برابر آن وقت است ، منظور از هفتاد، عدد نیست ، کنایه از کثرت است ، یعنی اعمال خیلی ارزش دارد.
شما الان هرکار خوبی بکنی ، هفتاد برابر آن وقت است . ما کافی است واجب را انجام دهیم و حرام را ترک کنیم آن وقت سلمان زمان می شویم . اگر کسی به واجب عمل کند و حرام راترک کند، خدا دستش را می گیرد و او را هفت شهر عشق می گرداند. ما خیال کرده ایم کلاس اخلاق امجد کسی را می سازد، نه ، چنین نیست ! امجد خودش را نساخته ، بعد بیاید تو را بسازد؟از این کلاس اخلاق به آن کلاس اخلاق .
یک عده شیّاد هم در جامعه افتاده اند و فرمول دست شان است و از غیب هم می گویند و اسرار بقیه را فاش می کنند. آن وقت یک عده شیّاد با این جوان هاافتاده اند. خدا قوام را رحمت کند. وقتی خطایی می دید عبا را به سر می کشید تا نبیند. بزرگان مامظهر ستّاریت بودند، مظهرِ (یا مَن ظَهَرَ الجَمیل و سَتَرَ القبیح ) بودند.


چهارشنبه 28 اسفند ماه سال 1387

عکس شهدا را می بینیم عکس شهدا عمل می کنیم


چهارشنبه 16 بهمن ماه سال 1387
ای داد بی داد داره مهلت تموم میشه

بخشید آقا کرایه من چقدر می شه ؟

- 200 تومن قابل شما رو نداره

بفرمایید .من قبل از پل پیاده می شم

- بفرمایید  خانم اینم قبل از پل

ممنون آقا

چند درصد ما قبل از اینکه قافله عمرما به مقصدش برسه، کرایه خودش زودتر به دنیا می ده که با خیال راحت پیاده بشه . من کسی رو می شناسم از وقتی سوار تاکسی می شه کرایه خودش و دستش می گیره و همیشه آماده پیاده شدن هست حتی با این حال که می دونه تا رسیدنش هنوز وقت داره .

نفس انسان دوست نداره  موقعیت خودش تغییر بده و در بعضی مواقع هم می ترسه و دوست داره اون روال به همون شکل خودش ادامه پیدا کنه ،مگر اینکه یک دید کامل یا نسبی از موقعیت بعدی خودش پیدا کنه . این حالت حتی تو فیزیک هم صادق ، وقتی سوار ماشین هستیم و وسیله در حال حرکت هست  زمانیکه ماشین روی ترمز می زنه ما به نسبت سرعت ماشین به جلو حرکت می کنیم و سپس به جای خودمون برمی گردیم ،این  حالت تو زندگی ما هم هست مثل بچه ای که دوست نداره بره مدرسه و از مدرسه می ترسه و نمی خواهد سختی مشق و کتاب و حفظ کردن بکشه چون فقط جنبه سخت اونو نگاه می کنه لذت با سواد شدن رو نچشیده و زمانیکه برایش تعریف می کنی و شادی تو رامی بیند با خوشحالی ادامه تحصیل می دهی اون هم مشتاق می شه که به مدرسه بره .

این مصداق آیه 216  بقره است که خدا می فرماید : .... و بسا چیزی را نا خوش داشته باشید که آن به سود شماست و بسا چیزی را دوست داشته باشید که به زیان شماست ،و خدا می داند و شما نمی دانید .

همین دید ما نسبت به مرگ داریم ،مگر نه این است که مرگ تولدی دوباره است و خواب برادر مرگ است .

و چرا باز از مرگ می ترسیم ؟

اینقدر دچار روز مرگی شدیم که دوست نداریم از این حالت و وضعیت خودمون بیرون بیایم و یادمون رفته که برای چی به این دنیا آمدیم ....

پس بیایم کرایه خودمون همیشه آماده تو دستمون نگه داریم تا وقتی که راننده برگشت به ماگفت : نوبت شماست که اینجا پیدا بشید با خیال راحت  کرایه خودمون بدیم وبا  آرامش تمام پیاده بشیم و خوشحال باشیم از اینکه دیگرهیچ دینی به دنیا نداریم و با آسودگی تمام به دیدار محبوب خودمون بریم.


یکشنبه 29 دی ماه سال 1387
وقتی که چفیه مد می شود ...

یادش بخیر . چفیه ...! هم دستمال بود ؛ هم برروی زخم بسته می شد ؛ هم شال گردن بود ؛ هم آفتابگیر بود ؛ هم جانماز بود ؛ هم ماسک شیمیایی بود و مهم تر از همه نماد مقاومت و اتحاد بود . این همه کارآیی در یک پارچه خلاصه می شد ... اما حالا چفیه با مارک D&G اومده .! سفید برای آقایون و مشکی برای خانمها . تا دیروز هرکس چفیه بر گردن داشت و توخیابون راه می رفت مورد تمسخر قرار می گرفت و شدیدترین لفظها نثارش می شد . ولی الان هرکس این کار رو انجام بده نه اینکه مورد تمسخر قرار گرفته نمیشه بلکه خوش تیپ و های کلاس نامیده میشه . چفیه تبدیل شده به لباس شهرت . بیلبورد تبلیغاتی برای تبلیغ محصولش جوانی فشن را با چفیه ای بر گردن انداخته در تهرانی به تصویر می کشد که هزاران شهید باهمین چفیه داده است . دشمنان با استفاده از چفیه دارند چفیه را می کوبند . دارند حرمتش را از بین می برند . ببین حرمت یک تکه پارچه چقدر چشم آنان را کور کرده است که به فکر چه کارهایی افتاده اند . به راستی تا حالا چند شهید اون رو با خودشون به آرامگاه بردن ؟ به راستى در چفیه چه رازى نهفته است که با عطر و اشک و خون آشناست و هنوز در کنار مرقد امام شهیدان ، دستمالِ اشکِ مردان بى‏ادعاست ؟ به راستى در چفیه چه رازى نهفته است که مَحرم رمز یا على علیه‏السلام و یا رضا علیه‏السلام است و هنوز بر شانه قلب‏هاى شکسته پا برجاست؟ و تو ای دختر یا پسری که حرمت آن را نمیدانی و استفاده از آن را بلد نیستی : درحسینیه امام ، سینه زده‏اى ؟ چفیه‏اى را که بر شانه قبله قلب‏هاست ، دیده‏اى ؟ در جمکران ، الغوث و الامان ، گفته‏اى ؟ چفیه‏اى را که راهنماى جست‏وجوگران مهدى زهرا علیه السلام است ، دیده‏اى ؟ در دانشگاه ، نماز خوانده‏اى ؟ چفیه‏اى را که سجاده اهل معناست ، دیده‏اى ؟ به بهشت زهرا رفته‏اى ؟ چفیه‏اى را که در قاب عکسى با قرآن و اسلحه‏اى همراه است ، دیده‏اى ؟ عکس آن شهید که مادرش با چفیه کنار جنازه اش سفره عقد پهن کرده است را دیده ای ؟ ازقطره قطره اشک فرو ریخته بر چفیه‏اى فشرده شده لاى دندان ، حدیث درد خوانده‏اى ؟ مطمئنم هیچ پاسخی برای سوالات نداری ؟ زیرا اگر داشتی وجدانت بیدار می شد . بعد آقایان می آیند و می گویند تهاجم فرهنگی چیست ؟ می آیند گشت ارشاد می گذارند تا با کتک روسری یک دختر۱۳ ساله را پنج سانت جلو بکشند ! خوب نتیجه اش چیست ؟ باز خوردش چیست ؟ هیچ ... به خدا تهاجم فرهنگی ؛ هجوم خاموش ؛ آتش زیر خاکستر ؛ یا هر اسم مطبوعاتی که می خواهی رویش بگذاری این است . وظیفه هر ایرانی پاسداری از آرمانها و ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس است . البته اگر در ذهنها ارزشی باقی مانده باشد ...؟

 

(( به مد پرستان بگویید آخرین مد کفن است . ))

 

                                            ومن الله التوفیق


سه شنبه 10 دی ماه سال 1387
السلام علیک یا اباصالح المهدی

قطعه ی گم شده ای از پر پرواز کم است      یازده بار شمردیم و یکی باز کم است


این همه آب که جاریست نه اقیانوس است     عرق شرم زمین است
که سرباز کم است  

 

*********************

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت

بگویم

بنویسم

 

که چرا عشق به انسان نرسیدست

چرا آب به گلدان نرسیدست

وهنوزم که هنوز است

غم عشق به پایان نرسیدست

 

بگو حافظ دل خسته ز شیراز

بیاید

 بنویسد

که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست

و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست

 

عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو،کنار دل هر بی دل آشفته،شود حس

 

تو کجائی گل نرگس !؟

  

*********************

 

چه بسیارند مردان اهل دین وایمان که شباهنگام پیشانی بر خاک می سایند ،بی آنکه

 متذکر عهدی باشند که حراست از آن ،شرط همه ی رستگاری است.

 آنان چونان طواف کنندگان کعبه در هنگامه ای هستند که حسین (ع) روی به کربلا و نینوا نهاده بود. 

 

محرم که می شود ... 

 

  ********************* 

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ

 

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شد

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ

 

 *********************

 حجت حی پروردگار (عج)  :

                                                             

اگر شیعیان ما ،که خداوند توفیق طاعتشان دهد به عهدی که با ما داشتند وفادار می ماندند ،

 همانا فیض دیدار ما از آنان سلب نمی شد.

 

********************* 

  گفتند که می آیی،این باورمان گشت.باوری از سر یقین،دیر یا زودش ما را متزلزل نمی کند که وعده ی خدا را حتمی

می دانیم،باشیم یا نباشیم تو خواهی آمد،با کوله بار انبیا بر دوش و رسالت الهی همراه 

 

********************* 

نشریه خورشید پشت ابر

 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
خرداد 1388
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 10692